آموزش وبلاگ‌نویسی، اکباتان و لایت‌روم

~ ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

* سایتی به نام درس‌نامه شروع به برگزاری دوره‌های آموزش آنلاین و مجانی روزنامه‌نگاری و وبلاگ‌نویسی از طریق ایمیل کرده . اگه شما هم مثل من علاقه دارین این دوره‌ها رو بگذرونین راهنمایی‌های لازم توی سایت‌ش شده. باید برای شرکت تو هر کدوم از این دوره‌ها به اون ایمیل‌هایی که نوشته یه ایمیل خالی بزنید تا اطلاعات تکمیلی براتون ارسال بشه. کار خیلی سختی نیست، دوره‌ی وبلاگ‌نویسی‌ش شامل هفت تا درسه که آخر هر درس یه امتحان از اون درس گرفته می‌شه و شرط رفتن به درس بعدی قبول شدن تو آزمون‌ه. فرصت خوبی‌ه که  هر کسی وبلاگ می‌نویسه این دوره‌ی دو هفته‌ای رو بگذرونه. دوره‌ی روزنامه‌نگاری هم هفت تا سر فصل داره با این فرق که زمان آموزشش دو برابره دوره‌ی وبلاگ‌نویسی‌ه و چهار هفته‌س. برید زود ثبت نام کنید که عقب نمونید.

** چند وقت پیش بهنام صدیقی نمایشگاهی برگزار کرده بود با عنوان “اکباتان، غربِ تهران”. خیلی دوست داشتم برم وعکس‌ها رو از نزدیک ببینم ولی متاسفانه تو اون دوره به دلیل تنبلی مفرط نتونستم برم تا این‌که امروز خیلی اتفاقی وب‌سایت‌ش رو دیدم. این مجموعه رو به همراه چند تا مجموعه‌ی دیگه توی وب‌سایت‌ش گذاشته که می‌تونید ببینیدشون.

*** کمپانی ادوبی آخرین نسخه‌ی نرم‌افزار لایت‌روم و پلاگین مخصوص ویرایش‌گر فایل‌های خام( Camera Raw ) رو منتشر کرده که قابل دانلود هم هستند. توی این نسخه‌ی جدید یه سری از اشکالات و باگ‌های نسخه‌ی قبلی رفع شده و علاوه بر اون امکان انتشار مستقیم عکس‌ها بعد از ویرایش توی فیس‌بوک اضافه شده. ضمن این‌که با آخرین دوربین‌های روز بازار نظیر Canon 60D هم سازگار شده.

**** کم‌تر کسی پیدا می‌شه که با وبلاگستان فارسی آشنا باشه و علی‌رضا و فرانک مجیدی، نویسندگان وبلاگ یک‌پزشک رو نشناسه. این وبلاگ تو یکی از آخرین پست‌های خودش سایتی رو معرفی کرده که عکاس‌ها توی اون در مورد نحوه‌ی نورپردازی عکس‌هاشون توضیح می‌دن. این وب‌سایت می‌تونه برای عکاس‌هایی که با  انواع فلاش‌ها و نورهای مصنوعی توی داخل یا خارج از استودیو کار می‌کنن مفید باشه.

روز جهانی وبلاگ

~ ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

* امروز سوم سپتامبره و چند روزی از ۳۱ آگوست گذشته. امسال پنجمین سالی‌ه که وبلاگ‌نویسای سرتاسر دنیا این روز رو به عنوان روز جهانی وبلاگ می‌شناسن و اعمال مخصوص این روز رو که توی سایت روز جهانی وبلاگ در موردش توضیح داده شده به جا میارن.

دلیل نام‌گذاری این روز هم جالب‌ه؛ ماه آگوست هشتمین ماه میلادی‌ه و وقتی سی‌و‌یک آگوست رو این‌جوری می‌نویسیم ۳۱۰۸ توی زبان انگلیسی شبیه کلمه‌ی Blog می‌شه، مث این لوگویی که این بالا گذاشتم،به همین ساده‌گی. پس می‌ریم که داشته باشیم انجام اعمال این روز رو. با این‌که چند روزی دیر شده اما امیدوارم اعمال من هم مورد پذیرش قرار بگیره.

بازی این‌جوری‌ه که باید ۵ تا وبلاگ رو که به نظرم جالبن روانتخاب کنم و به بقیه معرفی کنم. توضیح بدم که ممکنه این وبلاگ‌هایی که معرفی می‌کنم اون‌قدری شناخته شده باشن که نیازی به معرفی من نداشته باشند ولی خب این بخشی از این بازی‌ه و از این دوستان هم دعوت می‌کنم این بازی رو به همین منوال ادامه بدن.

۱ – حکایاتی از عکاسی :  دکتر نعما محمدیان روشن توی این وبلاگ ما رو با تجربه‌های خودشون در زمینه‌ی ویرایش و نگهداری آرشیو عکس‌ها و هم‌چنین ترجمه‌هایی مفید آشنا می‌کنن.

۲- داریوش کیانی : توی این وبلاگ می‌تونید از تجربیات یکی از استادان عکاسی صنعتی و تبلیغاتی ایران به صورت کاملاً رایگان استفاده کنید. رساله‌هایی که با عنوان عکاسی سفارشی منتشر شده و هنوز هم ادامه داره، حاوی نکته‌های خوبی‌ه که هر کسی اون رو در اختیارتون قرار نمی‌ده.

۳- مرزهای نو : علی‌اکبر قزوینی از اون دسته آدم‌‌هایی‌ه که زیاد می‌دونه اما سرش به لاک خودشه. برادر جان بیش‌تر بنویس.

۴- خارخاسک هفت‌دنده : ماجراهای شیرین، ملموس و دوست‌داشتنی بیزقولک، بیزبیز وآقای خانه.

۵- خلوت گزیده : هانیه و ریحانه خواهرانی که جفا می‌کنند وقتی دیر به دیر می‌نویسند.

** این پست رو به بهانه‌ی این نوشتم که وبلاگ یک‌پزشک این وبلاگ رو به عنوان یکی از وبلاگ‌های این روز معرفی کرده بود.

استیو مک‌کوری، مردم‌آزاری و باقی قضایا!

~ ۱۱ شهریور ۱۳۸۹

* از امروز این وبلاگ حکم یه راهنما رو داره. وبلاگ‌هایی که می‌خونم و عکس‌هایی که می‌بینم رو این‌جا با شما به اشتراک می‌‌ذارم و درباره‌ی اتفاقات مربوط به عکاسی تو سراسر دنیا اطلاع‌رسانی می‌کنم. سعی می‌کنم کم‌تر عکسی از خودم رو این‌جا منتشر کنم  مگر این‌که صلاح بدونم.برای دیدن عکس‌های روزمره‌م به همون فوتوبلاگ‌ام که هر روز با یک عکس آپدیت می‌شه سر بزنید. اینم آدرسش :‌ http://hanifshoaei.com/photoblog. ضمن این‌که خودم خیلی اهل لینک‌بازی نیستم و وبلاگم هم در حال حاضر این امکان رو نداره که لینک کسانی که دنبال می‌کنم رو این جا بذارم ولی اگه فکر می‌کنید تو این وبلاگ و اون فوتوبلاگ چیز به درد بخوری پیدا می‌شه که ارزش خوندن و دیده شدن داره معرفی‌شون کنید که کسان بیشتری بخوننش و ببیننش؛ مرسی.

** استیو مک‌کوری، عکاس نشنال جئوگرافی که همه‌ی علاقه‌مندان به عکس و عکاسی تو دنیا با عکس‌های افغانستان‌اش مخصوصاً اون عکس معروف از دختر افغان یعنی “شربت گله” می‌شناسندش، این رو‌زا تو وبلاگ‌اش عکس‌هایی رو منتشر می‌کنه که یه سری از اونا تا حالا جایی منتشر و دیده نشدن. پست‌های وبلاگ استیو بیش‌تر سری‌عکس‌هایی‌ه با یه موضوع ثابت  که تو کشورای مختلف دنیا عکاسی شده. نکته‌ی جالب ماجرا هم این‌جاست که کار به جایی رسیده که دیگه عکاسِ بزرگی مث استیو مک‌کوری هم از دزدیده شدن عکس‌هاش بدون اجازه از خودش توسط وب‌سایت‌‌ها و مجله‌ها و شرکت‌های تجاری شاکی شده. دنبال کردن وبلاگ‌اش برای هر عکاسی واجب شرعی‌‌‌ه. چند تا از عکس‌هاشو که دوس‌شون داشتم رو این‌جا می‌ذارم شما هم ببینید:

Afghan fighter in destroyed western suburb of Kabul, Afghanistan, 1995

A mujahidin fighter parades a looter to jail, Kabul, Afghanistan, 1992

Mandalay, Burma, 2010

*** شماره‌ی شهریور‌ماه ماه‌نامه‌ی الکترونیکی عکاسی “دیده” با مجموعه عکسی از “ساناز مزینانی” با عنوان” ایرانِ بازدید شده” ،منتشر شده که تو این آدرس می‌تونید ببینید و بخونیدش. ضمن این‌که بقیه‌ی مجموعه‌های این عکاس رو می‌تونید توی وب سایتش به این آدرس ببینید.

**** دوست ندارم این‌جا خیلی حرف غیر مربوطی به عکاسی بزنم ولی باور کنید زور داره وقتی یه سری از این بر و بچه‌های ارتش سایبری نشستن اون پشت هی مردم‌آزاری می‌کنن این شیر اینترنتو کم و زیاد می‌کنن نمی‌ذارن ما بشینیم دو تا دونه عکس واسه این‌جا آپلود کنیم و چار تا وب‌سایت رو بالا پایین کنیم و ایمیل‌مون رو چک کنیم. زشته به خدا بیش‌تر از اینم حرف نامربوط نمی‌زنم. دروغ چرا، می‌ترسم چار روز دیگه به جای وبلاگم صفحه‌ی پیوند‌ها بالا بیاد.

آزادی جلایی‌پور؛ احضار نوری‌زاد

~ ۲۸ مرداد ۱۳۸۹

جلایی‌پور از اوین آزاد شد و نوری‌زاد به اوین بازگشت.

“مرا به‌ کجا خواهند برد در زندان اوین ؟ نمی دانم مرا به‌کجا خواهند برد . انتظار پذیرایی ندارم . انتظار رفتار و برخورد خوب ندارم . ممکن است مرا بزنند . بدجوری .ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند . بدجوری .وممکن است حتی مرا بقول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند . هرچه را که پیش آیدبه آغوش می کشم . برای آینده ی مردمان سرزمینم . بدرود  .با احترام وادب و امتنان : محمد نوری زاد   ۸۹/۵/۲۹ ساعتی مانده به افطار”

چند خط بالا آخرین نوشته‌ی نوری‌زاد در وبلاگ شخصی‌اش است. بازگشت دوباره‌ی محمد نوری‌زاد با پای خودش به اوین ظاهراً مربوط به آخرین نامه‌ای‌ست که او خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته و بر روی وب‌سایت شخصی‌اش آن را منتشر کرده. نامه‌ای که در ابتدای آن آمده :

سلام و درود به محضر رهبر گرامی ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد کشید. جنازه‌ی ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ی شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند. مزار ما، گذرگاه باد و باران و محل تابش آفتاب داغ می‌شود، و مزار شما، با گنبد و بارگاهی مجلل، با تالارها و شبستان‌ها و رواق‌ها و صحن‌ها و هتل‌ها و دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، و با فروشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و بوستان‌هایی پر از گل و گیاه، آذین خواهد یافت…(ادامه‌ی نامه)

اما محمد‌رضا جلایی‌پور که رتبه‌ی اول کنکور سراسری سال ۱۳۸۱ در رشته علوم انسانی و طلای المپیاد ادبیات در سال ۱۳۸۰ جزو کارنامه‌ی تحصیلی او محسوب می‌شود چند ماه پیش از انتخابات سال گذشته ،موقتاً به کشورش بازگشت تا نقشی در سرنوشت ایران داشته باشد. غافل از اینکه تنها چند روز بعد از انتخابات وقتی قصد بازگشت به انگلیس و ادامه‌ی تحصیل‌اش دردوره‌ی دکترای جامعه شناسی دانشگاه آکسفورد بریتانیا را داشت در فرودگاه امام‌خمینی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. پس از گذشت ۹۹ روز از بازداشت‌اش بدون پذیرفتن اتهامات‌اش از زندان آزاد شد و برای بار دوم روز ۳۰‌ام مهرماه در مراسم دعای کمیلی که برای آزادی زندانیان سیاسی برگزار شده بود بازداشت شد. بازداشتی که ۲۴ ساعت طول کشید.

بازداشت سوم اما در عصر ۲۴ خرداد ماه ۸۹ اتفاق افتاد و ماموران امنیتی با این بهانه که قصد دارند پاسپورت محمدرضا را به او بازگردانند او را از خانه بیرون کشیدند و بازداشت‌اش کردند. بازداشت سوم ۶۴ روز به طول انجامید تا چهارشنبه شب بالاخره محمدرضا آزاد شد.

ناگفته نماند که در تمام این مدت ، یعنی روزی که جلایی‌پور در فرودگاه امام بازداشت شد، فاطمه شمس در منزل‌شان در آکسفورد به انتظار همسرش نشسته.

آزادیِ بابک بردبار

~ ۱۷ مرداد ۱۳۸۹

روزِ خوبِ من با خبر آزادیِ بابک بردبار و برگشتن‌اش به خونه‌ش تکمیل شد و آخرِ شب هم فرصتی دست داد که از نزدیک به خودش و پدرش تبریک بگم.